آبی آسمان من..فرزندانم

لحظه نگاری

تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارک عزیزم...

سلام به همه.عیدتون مبارک دخترم سلام.کیانای عزیزم سلام.گلم،نمیدونی چقدر شرمنده ات شدم که نتونستم بیام و برات پست تولد بذارم....خوشگل مامان خودت شاهد موقعیت فعلی و مشغولیتهای من هستی و میدونم درک میکنی که مامان،با تمام وجود دوست داشت برات پست مخصوص بذاره و نتونست.پس همین حالا برای صدمین بار میگم:تولدت مباررررررک به هر حال عزیز مامان 11 سال از تولدت و حضورت در این دنیا گذشت.کیانای من،تو دقیقا در روز جمعه 10 مهر 1383 ساعت 14.30 پا به هستی نهادی و دیروز بعد از 11 سال دوباره تولدت شد روزجمعه...11 سال پیش تولدت مصادف شد با نیمه شعبان و دیروز تولدت مصادف شد با عید غدیر.عجب تقارنهای زیبایی... به هر حال عزیزم الان که دارم این پستو...
11 مهر 1394

عزیزم دوستت دارم...تولدت مبارک

سلام به همه دوستان گلم.... پسر گلم عزیز دل مامان سلام.خوبی عزیزم؟الان که در حال خوندن این پستی چه احساسی داری گلم؟فدای تو بشم من... خداوند بزرگ لطفشو شامل حالم کرد که باشم و از تولد 5 سالگیت بنویسم...عزیزم گل من تولدت مبارک.5 سال از به دنیا اومدنت گذشت...نمیتونم بگم خیلی زود گذشت یا خیلی سخت گذشت هیچ کدومش عزیزم خیلی خوب گذشت.بودن در کنار تو و پا به پای تو پیر شدن و دور شدن از سالهای جوانی...بودن در کنار تو و فکر کردن به آینده ات...فکر کردن به موفقیتت و روز به روز بزرگ شدنت....این 5سال برای هر دوی ما پر است از خاطرات خوب و شیرین و بعضا و گاه دردناک.دردناک مثل امروز که در بازی با پسر داییت سرت محکم خورد به درب آهنی و اندازه ی یه گردو ور...
18 شهريور 1394

فقط سلام...

سلام سلام و هزاران بار سلام به دوستان عزیز و گلم دوست جونیا دلم واسه همتون تنگ شده از شما گلی جونا که پست جدید گذاشتید هم معذرت میخوام چون نتونستم بیام پیشتون.فعلا فقط اومدم بگم من هستم و حالمونم خوبه اما سرم خیلی شلوغه و امید که در اولین فرصت بیام پیش تک تک شما عزیزان.مامان آریا جون و مونای عزیزم نظرات خوشگلتونو خوندم ولی بی پاسخ تایید نمیکنم.به یادتونم و دوستتون دارم.فعلا خدانگهدار ...
10 شهريور 1394

مرغ حشق یا حناری!!!

سلام به همگی امید که روزهاتون سرشار از شادی و نشاط و سلامتی باشه.پسرم و دخترم سلام.امیدوارم شما هم همواره صحیح و سالم و پرانرژی باشید. و اما حضور خیلی از دوستان و از جمله ما در نی نی وبلاگ کمرنگ تر شده و در مورد خودمون که بخوام بگم یه دلیلش بی حوصلگی و دلیل دیگش شبکه های مجازیه که خب خیلی راحت در حالت خوابیده و نشسته و ایستاده و کنار اجاق گاز و تو حیاط و داخل ماشین و هر جایی که فکرشو بکنید در دسترسه البته من فقط تلگرام دارم ولی خب مدام چک کردن میخواد دیگه چیکار میشه کرد. البته دوم اینکه من فک میکنم چون تازه و حدود یکی دو ماهه به این شبکه پیوستم فعلا حریص تر هستم و وابسته تر دقیقا مثل همون اوایل که اومده بودم نی نی وبلاگ.پس جای امیدواریه ک...
31 مرداد 1394

سلامی به زیبایی تقارن دهها!!!!

سلام به دوستان خوبم.امیدوارم حال همه تون خوب و خوش باشه و روزهایی شاد و پر از لحظات خوب در انتظارتون راستش چند روز پیش دخترم با دیدن روزشمار بالای وب با خوشحالی صدام زد و گفت:مامان!!!یه اتفاق خوب داره برام میفته!!!منم گفتم چی؟گفت چند روز دیگه من 10 سال و 10 ماه و 10 روزم میشه چون قبلا تقارن 4 ها رو برای صدرا نوشته بودم توجه به این نکته برای دخملی مهم شده بود.میدونین دیگه و حالا من از تقارن دهها مینویسم.... دخترم!کیانای خانم و دوست داشتنی من امروز 10 سال و 10 ماه و 10روز از تولد تو میگذرد.تقارن دهگانه ات مبارکت باد عزیزم بارها به تو گفته ام که من با تو مادر شدم و حس مادری را برای اولین بار با در آغوش گرفتن تو تجربه کردم.حس مادری و نگرا...
20 مرداد 1394

پسرک پرحاشیه....

سلام به همه.سلامی گرم و دوستانه به تو به خودم و به شما دو فرزندم.شمایی که پاره ای از وجودم هستید و خواهید بود.و اما امروز دوست دارم به این رخوت و تنبلی که چند وقتیه حس و حالمو گرفته غلبه کنم و یه پست پر و پیمون بذارم.البته خودمم دقیق نمیدونم چی میخوام بنویسم ولی خب شروع میکنیم و امیدوارم خوب از کار در بیاد و لیکن!!!!چرا عنوان پست شد پسر پر حاشیه!!؟؟؟صدرا جون،پسر خوب مامان خداییش تو جدیدا خیلی خیلی خیلی حاشیه دار شدی ننه جان!!!روز به روز بزرگتر میشی و من کاملا تفاوتهای امروز و دیروزتو حس میکنم.انتظار نداری که باهات بدرفتاری داشته باشم و اگر در برابر خواسته های الکی و بهانه های بیخودت دعوات کنم و عصبانی بشم از کاه کوه میسازی و میذاری کف دست...
3 مرداد 1394

برای کیانا جون!!!

سلام مجدد به دوستان خوبم.خواهرای گلم عرض کنم به خدمتتون که دخمل من،کیانایی از دو سال پیش یعنی سه ماهی زودتر از ما وارد دنیای وبلاگ نویسی شد.وبلاگ اولش رنگین کمان من بود که متاسفانه بعد از گذشت یک سال از فعالیتش به دلیل نامعلومی حذف شد که قبلا هم شرحشو براتون نوشتم.وبلاگ دیگه ای هم داره به نام دلنوشته هایی به رنگ ادبیات که خوشبختانه هنوز پابرجاست و حذف نشده ولی در نقل و انتقالات و به روز رسانیهای بلاگفا وبلاگی که بعد از رنگین کمان من ساخت هم حذف شد.این شد که بچم دچار یاس فلسفی شد و برای آخرین بار اقدام به ساخت وبلاگ رویای من کرد.که ایشا....این دیگه حذف نشه...وحالا از شما دوستان گلم دعوت میکنم اگه دوست داشتین و فرصتی براتو...
18 تير 1394

گاهی یک هفته هم یک عمرمیشود....

سلام....سلامی گرم و دوستانه به تک تک دوستان خوب و مهربونم.طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق امیدوارم حال همه تون خوب باشه و روزهایی سرشار از آرامش و سلامتی داشته باشید.سلام دوم همیشگی منم برای کیانا خانم و آقا صدراست.بچه های گلم،ایشا....شما هم در پناه حق روزهایی سرشار از موفقیت و سعادت و سلامتی پیش رو داشته باشید. و اما....واقعا هم گاهی یک هفته هم به اندازه ی یک عمر برای آدم میگذره...البته هفته هایی از جنس بیماری...متاسفانه دقیقا شب یکشنبه ی پیش پسری در خواب ناآرام بود و چندین بار ناله کرد و خلاصه خواب خوبی نداشت.صبح یکشنبه چون هوا خیلی گرم بود و صدرا هم علامت خاصی نداشت دکتر نبردمش و موکول کردم به بعدازظهر.خلاصه عصر همراه کیانا و صدرا رفتیم...
18 تير 1394

بلا به دور...

سلام به دوستان عزیز و مهربونم سلام کیانا جون و صدرا جون خب چه خبرا؟خوب و خوش و سلامتید؟دقت کردین تقریبا از چند ماه پیش حضور خیلیها در نی نی وبلاگ کمرنگ و کمرنگ شده.....فک میکنید دلیلش چی میتونه باشه؟؟؟مشغله ی کاری؟وقت گذاشتن بیشتر با بچه ها؟کم بودن سرعت اینترنت و مشکل در آپلود عکسها؟یا مشغول شدن خیلی از مامانا به شبکه های مجازی و وقت گذرونی راحت تر در اونجا؟؟؟به هر حال در مورد ما هم خیلی از این دلایل هم صدق میکنه هم صدق نمیکنه و در مجموع احساس میکنم روحیه ی خیلی از ما آدما این روزها از اون حالت شادابی و نشاطش اومده پایینتر و خودمونو یه جوری سرگرم میکنیم و روزها رو میگذرونیم ولی عملا خیلی از اوقات لذت کافی از روزهامون نمیبریم و میدونیم علتش...
4 تير 1394

روزها از پی هم....

سلام!سلامی چو بوی خوش آشنایی!دوستان خوبم سلام.کیانا جون و صدرا جون سلام.خوانندگان همیشه خاموش وبمون سلام و در یک کلام  ســــــــــلام دنیا مدتیه ننوشتم و درگیر و دار زندگی و امتحانات بودم که البته کم کم امتحانات هم تموم میشه و فصل بیکاری معلمین میرسه ولی برای من که گرفتار معاونت هستم بیکاری تابستان معنای چندانی نداره و به احتمال زیاد و اگر عمری باقی باشه این روزها و این تابستان آخرین روزهای معاونت من خواهد بود و از سال آینده میشم خانم معلم بله دوستان همین حالا که بنده مشغول تایپ و نوشتن پست هستم جناب صدرا به شدت در حال آزاردادن کیاناست و هر دو مشغول یکدیگر آزاری و من هم اینجوری نمیدونم این مشکل چطور باید بین این دو تا بچه حل بشه بگذری...
11 خرداد 1394