صدرا جون صدرا جون، تا این لحظه 8 سال و 3 ماه و 10 روز سن دارد
کیانا جونکیانا جون، تا این لحظه 14 سال و 2 ماه و 18 روز سن دارد

آبی آسمان من..فرزندانم

از نگاه دوربین من...

سلام به همه.خوبید؟خوش و سلامت و بانشاط هستید؟مدتهاست که میخواستم بیام وبلاگ و از روزهایی که گذشته بنویسم ولی میسر نشد و الان هم فقط جهت آشنایی با محیط جدید نی نی وبلاگ و تست کردن امکانات اومدم.حتما و در اولین فرصت که امیدوارم خیلی دیر نباشه میام و یه پست پر و پیمون میذارم.با آرزوی اردیبهشتی شاد برای تک تک شما خوبان ...
7 ارديبهشت 1395

درود و دو صد بدرود...

سلام و روز همه خوش و خرم.سلام به تک تک دوست جونیای خودم در نی نی وبلاگ.سلام به خواننده های خاموش و روشن وبلاگمون.و یه سلام مخصوص به کیانایی و صدرایی مامان.پس دوباره میگم....دوستان گلم سلام راستش نیومدن به وب این روزها خیلی مد شده البته دلایلش زیاده و فقط نمیشه تلگرامو مقصر دونست.ولی در کل گرفتاریهای من که واقعا زیاده و حقیقتا فرصتی پیش نمیاد مثل قدیما که هی بیام و پست بذارم و پشت سر هم آنلاین باشم.از طرفی فک میکنم بزرگ شدن بچه ها هم مزید بر علت باشه.. هرچند شیرین کاریهایی هنوز هم هست و خواهد بود اما خب تکراری هم میشه و همه ی این عوامل دست به دست هم میدن تا حضور کمرنگ تر و کم رنگ تر بشه.باز هم جای شکرش باقیه که هنوز کاملا نامریی نشدیم...
21 دی 1394

سلام....

سلام به همه ی دوستان گلم و سلام به کیانا جون و صدرا جونم.امیدوارم مثل همیشه حال همه خوب و خوش و سلامت باشه و اما این روزها فاصله ها خیلی خیلی زیاد شده حداقل در مورد ما که متاسفانه اینجوریه...دید و بازدیدها منوط شده به دیدن هفته ای یه بار مامان باباها...خواهر برادرا رو هم مگه خونه مامی جان ببینیم وگرنه که....تلفن و تلگرام و شبکه های مجازی سر جای خودش ولی هیچ کدوم جای دیدنها رو نمیگیره اما نمیدونم وقت کمه یا حوصله یا پرمشغله شدنمون.به هر حال امروز بعدازظهر مثل خیلی از روزهای دیگه با وجود خستگی کار و بیدار شدنهای صبح زود خواب به چشمام نیومد که نیومد و دلم عجیب هوس اومدن به اینجا رو کرد.یاد روزهای اول ساخت وبلاگم افتادم که چقدر شوق و ذوق داشتم ...
8 آذر 1394

عزیزم دوستت دارم...تولدت مبارک

سلام به همه دوستان گلم.... پسر گلم عزیز دل مامان سلام.خوبی عزیزم؟الان که در حال خوندن این پستی چه احساسی داری گلم؟فدای تو بشم من... خداوند بزرگ لطفشو شامل حالم کرد که باشم و از تولد 5 سالگیت بنویسم...عزیزم گل من تولدت مبارک.5 سال از به دنیا اومدنت گذشت...نمیتونم بگم خیلی زود گذشت یا خیلی سخت گذشت هیچ کدومش عزیزم خیلی خوب گذشت.بودن در کنار تو و پا به پای تو پیر شدن و دور شدن از سالهای جوانی...بودن در کنار تو و فکر کردن به آینده ات...فکر کردن به موفقیتت و روز به روز بزرگ شدنت....این 5سال برای هر دوی ما پر است از خاطرات خوب و شیرین و بعضا و گاه دردناک.دردناک مثل امروز که در بازی با پسر داییت سرت محکم خورد به درب آهنی و اندازه ی یه گردو ور...
18 شهريور 1394

مرغ حشق یا حناری!!!

سلام به همگی امید که روزهاتون سرشار از شادی و نشاط و سلامتی باشه.پسرم و دخترم سلام.امیدوارم شما هم همواره صحیح و سالم و پرانرژی باشید. و اما حضور خیلی از دوستان و از جمله ما در نی نی وبلاگ کمرنگ تر شده و در مورد خودمون که بخوام بگم یه دلیلش بی حوصلگی و دلیل دیگش شبکه های مجازیه که خب خیلی راحت در حالت خوابیده و نشسته و ایستاده و کنار اجاق گاز و تو حیاط و داخل ماشین و هر جایی که فکرشو بکنید در دسترسه البته من فقط تلگرام دارم ولی خب مدام چک کردن میخواد دیگه چیکار میشه کرد. البته دوم اینکه من فک میکنم چون تازه و حدود یکی دو ماهه به این شبکه پیوستم فعلا حریص تر هستم و وابسته تر دقیقا مثل همون اوایل که اومده بودم نی نی وبلاگ.پس جای امیدواریه ک...
31 مرداد 1394

سلامی به زیبایی تقارن دهها!!!!

سلام به دوستان خوبم.امیدوارم حال همه تون خوب و خوش باشه و روزهایی شاد و پر از لحظات خوب در انتظارتون راستش چند روز پیش دخترم با دیدن روزشمار بالای وب با خوشحالی صدام زد و گفت:مامان!!!یه اتفاق خوب داره برام میفته!!!منم گفتم چی؟گفت چند روز دیگه من 10 سال و 10 ماه و 10 روزم میشه چون قبلا تقارن 4 ها رو برای صدرا نوشته بودم توجه به این نکته برای دخملی مهم شده بود.میدونین دیگه و حالا من از تقارن دهها مینویسم.... دخترم!کیانای خانم و دوست داشتنی من امروز 10 سال و 10 ماه و 10روز از تولد تو میگذرد.تقارن دهگانه ات مبارکت باد عزیزم بارها به تو گفته ام که من با تو مادر شدم و حس مادری را برای اولین بار با در آغوش گرفتن تو تجربه کردم.حس مادری و نگرا...
20 مرداد 1394