آبی آسمان من..فرزندانم

لحظه نگاری

این چند روز....

سلام دوستان خوبم و وقتتون بخیر امید که همه شاداب و تندرست باشید و موفق دوستان گلم تقریبا از یک هفته پیش درگیر سرماخوردگی بچه ها شدم و از اون جایی که خودم یه پا دکترم تلاش نمودم که بیماریشان را بهبود ببخشم و میتوان گفت تا حدی موفق هم بودم بله دوستان از چهارشنبه شب چشمان پسری چنان قرمز شد که باور کردنی نبود و مدام ترشح داشت به طوریکه چشمش به سختی باز میشد.کیانا هم سرفه های وحشتناک و هر دو یه مقداری تب.آبریزش بینی هم که دیگر بماند.خلاصه با استفاده از بخور و کتوتیفن و برونسبان و استامینوفن و در مورد کیانا 12 ساعتی کپسول سیفیکسیم البته فقط دو روز بیماری کنترل شد.اما کیانا کم و بیش سرفه هایی دارد که این یادگار هر ساله است و با این هوای متاسفانه ...
29 دی 1393

تقارن چهار ها....

سلام به شما دوستان خوبم.راستش چند روز پیش دوست گلم مریم جون مامی آیدین خان به مناسبت تقارن سه ها برای پسری پست مخصوص گذاشته بودند.منم همون روز رفتم وب صدرا و با دقت روز شمارو دیدم و متوجه شدم بعله پسری ما هم در حال نزدیک شدن به تقارن چهار هاست...این شد که با تقلب از وب مریمی تصمیم گرفتم منم یه پست بذارم.مریم جونم ممنونم پس با هم میریم به استقبال از 4 سال و 4 ماه و 4 روزگی پسرم پسرم،پسرک 4 ساله و دوست داشتنی من!زمانی که برای اولین بار و بعد از رفتن به سونو فهمیدم پسر هستی،احساسی گنگ و نامفهوم وجودمو در برگرفت.احساسی آمیخته با ترس.با به دنیا آمدن کیانا ،مادر شده بودم اما مادر کودکی از جنس خودم.اطرافم شاهد پسر دار شدن خیلی از...
22 دی 1393

بهونه!!!!!

سلام و صد سلام در این هوای سرد و سوزناک زمستونی به شما دوستان خوب و مهربونم سلام کیانا خانم و صدرا جون هوا واقعا سرده اما  متاسفانه خبری از برف و بارون نیست و این خیلی دردناک و ترسناکه خدا کنه بارون بیاد و زمین تشنه سیراب بشه...خدا کنه و اما صدرا جون میخوام باهات کمی جدی حرف بزنم و بهت هشدار بدم چند روزی هست که جنابعالی شروع کردی به بهانه گیریهایی کاملا متفاوت و اعصاب داغون کن هر روز عصر که از خواب بیدار میشی یه حالی از من بیچاره میگیری که نگو و نپرس!!!!نمونه های عینی و صادق:هفته ی پیش فک کنم دوشنبه بود که  از خواب بیدار شدی و فرمودی:من آبشار میخوام منم اینجوری آبشار چیه پسر جان؟؟با گریه و اخم و تخم به بنده فهموندید که منظورتون ت...
20 دی 1393

دعا!!!

سلام به همه ی دوستان مهربونم یادتونه که گفتم صدرا جون ما خیلی کم به طور اختصاصی برامون شعر میخونه اگر هم  بهش بگیم صدرا جون یه شعر میخونی برامون؟؟خیلی راحت ضایعمون میکنه و میگه نه!!! اما تا دلتون بخواد وقتی که میره حموم یا کاملا تو خودش باشه و مشغول بازی شعر میخونه اونم چه جور با دست و پا یا بی دست و پا بعله دیگه امروزم ظهر که پسریو از مهد آوردم گفتم ببرمش یه دوش بگیره که از میکروبهای مهد در امان باشه داخل حموم که مشغول آب بازی بود این شعریو که مینویسم براتون کامل کامل خوند و مرا بس ذوق زده نمود بعد از اینکه پدرش اومده میگم صدرا شعر دعا رو برای بابا هم میخونی؟؟؟باز بچم برگشت گفت نه!!!دوس ندارم اصلا انگار این بچه به دنیا اومده تا منو ضا...
14 دی 1393

میم مثل مادر!!!!

سلام و صبحتون بخیر.رفته بودم وب دوست جونم مهرتابان که این مطلبو دیدم.بدجور به دلم نشست.در نتیجه برای همه مون کپیش کردم و گذاشتم.امیدوارم شما هم استفاده کنید متخصصین روانکاوی کودکان، اثر شش میم را در تربیت کودک موثر می دانند و عنوان می کنند که: نیاز روانی بچه های ما، عبارت است از انتقال اثر شش میم. 1. تو محبوبی 2. تو محترمی 3. تو مطرحی 4. تو مهمی 5. تو مفیدی 6. تو می فهمی اگر ما در رفتار و گفتارمان این شش میم را به فرزندان مان انتقال دهیم میم هفتم که” مــوفقیــت ”است ، خود به خود خواهد آمد. البته ضد این شش میم که گفته شد، چیزهای دیگری هم هستند که اگر مربی یا والدین انجامش دهند، عکس این...
11 دی 1393

قندک من!!!!

سلام به همه ی دوستان خوب و خوشگل و دوست داشتنی خودم و سلام به کیانا جان و صدرا خان.امروز گل پسر ما با مربیان مهدش رفته شهر بازی و حسابی خسته ست و هنوز خوابه پسری از اینکه میخواست بره شهر بازی خیلی خوشحال بود و میشه گفت با حالت دویدن و یورتمه به طرف مهد میرفت بله دیگه یه مشکل مراکز آموزشی در کشور ما همینه که چون فضای کوچیکی در اختیار بچه ها گذاشته میشه و به عبارتی همه تو یه اتاق فسقلی با در بسته باید چند ساعتیو سر کنن و اگه خیلی تکون بخورن و جنب و جوش داشته باشن میشن بچه شلوغه و فقط باید به آموزشها گوش کنن و فضای شادی ندارن،مخصوصا توی زمستون،این میشه که تا میخوان برن بیرون از محیط آموزشی انگاری بال درمیارن....اینه دیگه!!!!خب چند نمونه از شی...
10 دی 1393

مشق حسابی!!!!!

سلام و صبح زیبای زمستونیتون بخیر.امیدوارم همه ی شما دوستان مهربونم خوب و خوش و سلامت  کنار خونواده های گلتون روزگار رو سپری کنید.کیانا جون و صدرا جون به شما هم سلام میکنم.به شما که منو گاهی از شوق تا آسمونها بالا میبرید و گاهی با کارهای دنیای بچگیتون و دعواهاتون از اون بالا میندازین پایین خب بگذریم این مسائل همه جا هست و زد و خوردهای خواهر برادری از همون قدیم ندیما بوده پس حرجی نیست و باید بی خیالتر باشم و اما از پسرجان بگیم که روز چهارشنبه که رفتم دنبالش و از مهد میومدیم یه دفعه میگه:مامان!!!یک مشخ حسابی ذاریم که نمیــــــــــــــــــدونی!!!!!قبلا مخش بود حالا شده مشخ خلاصه ادامه شم میگفت:سخته مامان سخت که اصلا تو نمیدونــــــــــــــ...
5 دی 1393

یلدای 93

سلام به همه ی دوستان گلم. یلدای 93 هم اومد...وای که چقدر زود گذشت!!!!من از دیروز به یاد خاطرات یلدای 77 افتادم...یلدای 16 سال پیش و وقتی که من و دوستام در مرکز تربیت معلم کنار هم یلدا رو جشن گرفتیم.یلدایی پر از خاطره و پاکی و صمیمیت...یلدایی که هندوونه اش قرمز بود و شیرین...یلدایی که روی سفره اش پر از پفک بود و کتری آب جوش و حتی لنگ دمپایی...یلدایی که ما جوون بودیم و بی خیال...یلدایی که مجردی بود...یلدایی که حتی به ساده ترین اتفاقات هم با تمام وجود میخندیدیم...بله!!!!دخترم، کیانا و پسرم، صدرا همه چی خیلی زود گذشت و حالا یلدای 93 من با یلدای 77 خیلی تفاوتها داره....در یلدای 93 من یه مادرم که همه ی هم و غمم خوشی و آرامش بچه ها و همسرمه....در ...
30 آذر 1393